تبلیغات
پایگاه فرهنگی عفاف و حجاب - چرا چادر سیاه !

 
 
چرا چادر سیاه !
نظرات () |

قرآن به زبان عربی مبین نازل شده است و برای عرب زبانان قابل فهم بوده است؛ بنابراین، باید بررسی نمود كه زنان صدر اسلام، كه نخستین مخاطبان آیه ی جلباب بوده اند، از واژه ی جلباب چه برداشتی داشته اند و تبادر و سبقت ذهنی آنها از آن چه بوده است.

در كتاب سنن ابی داود از امّ سلمه، همسر گرامی پیامبر اكرم(ص) قضیه ای نقل شده است كه مبین تبادر ذهنی زنان عرب آن زمان است.
وقتی آیه ی جلباب «یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ» نازل شد، زن های انصار از خانه هایشان خارج شدند، درحالی كه پوشش های مشكی داشتند؛ گویی كلاغ بالای سر آنها نشسته است.

ادامه مطلب را اینجا بخوانید
در كتاب عون المعبود، شرح سنن ابی داود در توضیح قضیه ی یاد شده، آمده است:
چون پوشش هایی كه زنان انصار به عنوان جلابیب از آن استفاده كرده بودند دارای رنگ مشكی بوده است، آنان به كلاغ كه رنگ آن مشكی است تشبیه شده اند.
بعضی از تفاسیر مهم، مانند تفسیر الدر المنثور سیوطی، روح المعانی و تفسیر المیزان نیز در ذیل آیه ی جلباب جریان تاریخی فوق را نقل كرده اند.

علاوه بر شاهد تاریخی مذكور، كه سكوت پیامبر اكرم(ص) در مقابل رنگ مشكی پوشش زنان انصار، نیز دلیل بر تقریر و تأیید آن است، شواهد لغوی فراوانی نیز برای اثبات این مدعا وجود دارد كه اساساً در ریشه ی لغوی جلباب رنگ مشكی اخذ شده است؛ زیرا جلباب در لغت از ریشه ی جُلب است و یكی از معانی جُلب در بسیاری از كتاب های لغوی معتبر، تیرگی و سیاهی است؛ مثلاً جُلب اللیل به معنای سیاهی شب آمده است. ابن منظور، صاحب كتاب لغت معتبر لسان العرب، پس از نقل شعری كه بخشی از آن «و جُلب اللیل یطرده النهار» است تصریح نموده كه گوینده ی شعر از جُلب، سواد و سیاهی را اراده كرده است.
علاوه بر این، در بعضی از كتاب های لغوی معتبر، شواهدی از زبان عربی نقل شده، كه جُلب در آنها به معنای تیرگی و سیاهی به كار رفته است؛ هم چنین در برخی از كتاب هایی كه درباره ی انواع لباس های اسلامی نوشته شده اند، جلباب به پوشش گسترده ی مشكی كه زن روی لباس های دیگر می پوشد معنا شده است.

از مجموع شواهد لغوی، تفسیری و تاریخی مذكور، به روشنی استفاده می شود كه رنگ جلباب و چادر زنان عرب هنگام نزول آیه ی شریفه، مشكی بوده است؛ بنابراین، می توان گفت كه چادر مشكی منشأ و ریشه ی قرآنی دارد.

حال كه ثابت شد چادر مشكی ریشه ی قرآنی و اسلامی دارد، پرسش مهم این است كه آیا حكومت اسلامی ـ كه فلسفه ی وجودی آن اجرای احكام قرآن است و برای تحقق احكام اسلام و قرآن این همه شهید و جانباز تقدیم خدا و قرآن نموده است ـ می تواند در مراكز اداری خود، به عنوان مهم ترین مراكز الگوسازی، چادر مشكی را به عنوان حجاب برتر و یكی از ملاك های گزینش زنان مورد توجه قرار دهد یا خیر؟
پاسخ سؤال فوق مثبت است؛ زیرا پس از اثبات ریشه ی قرآنی و اسلامی برای چادر مشكی، وظیفه ی مسئولان یك حكومت قرآنی و اسلامی است كه زمینه ی ترویج و تبلیغ عملی آموزه های قرآنی و از جمله استفاده از چادر مشكی را در مراكز اداری خود فراهم نمایند؛ و حتی هنگام گزینش كارمندان زن ، التزام عملی به حجاب قرآنی و اسلامی را به عنوان یكی از ملاك های گزینش و ارزش یابی مورد توجه قرار دهند.
با توجه به آنچه ذكر شد پاسخ این پرسش و شبهه كه «چرا چادر سیاه در ادارات ملاك ارزشیابی است»، روشن می گردد.

شبهه: آن گونه كه بعضی ادعا كرده اند آیا از روایات می توان كراهت حجاب تیره، مثل چادر مشكی را اثبات نمود؟

پاسخ: اولاً، چگونه ممكن است كه بر اساس ادله ی طرح شده در مباحث قبلی، رنگ جلباب و چادر قرآنی، همانند رنگ چادرهای رایج فعلی مشكی باشد، ولی بتوان در روایات معصومین(ع) حدیث معتبری مخالف قرآن، درباره ی كراهت استفاده از چادر مشكی پیدا نمود؟ آیا ممكن است اهل بیت(ع) به عنوان بهترین مفسران و شارحان قرآن مجید، در احادیث خود مطلبی خلاف قرآن فرموده باشند؟ پر واضح است كه پاسخ این سؤال منفی است؛ زیرا یكی از ملاك های صحت و سقم احادیث، موافقت و مخالفت محتوای آنها با قرآن است. براساس ملاك یاد شده، فرضاً اگر روایتی درباره ی كراهت پوشش مشكی بانوان وارد شده باشد فاقد ارزش و اعتبار است.

ثانیاً، روایاتی كه از ظاهر آنها كراهت سیاه پوشی استفاده می شود، از نظر سند ضعیف اند. فقیه ژرف اندیش، مرحوم صاحب جواهر و مرحوم خویی نیز به ضعف سندی روایات مورد نظر تصریح كرده اند؛ بنابراین، به دلیل ضعف سند، این گونه روایات قابل استناد نیستند و نوبت به بررسی دلالت آنها نمی رسد.

ثالثاً، ممكن است ادعا شود به دلیل متعدد بودن روایاتی كه ظاهر آنها دلالت بر كراهت پوشش سیاه دارد؛ و نیز به دلیل این كه ضعف سند روایات در مستحبات و مكروهات، مانند مورد بحث، خیلی مهم نیست، پس می توان در دلالت آنها بحث كرد.
با فرض صحت ادعای فوق، بر اساس فحص و جست وجوی مفصلی كه در احادیث انجام گرفت، حتی یك حدیث درباره ی كراهت پوشش چادر مشكی بانوان نیافتیم؛ بنابراین، همان گونه كه مرحوم صاحب جواهر فرموده اند، روایات مربوط به كراهت سیاه پوشی، شامل زنان نمی شود. ایشان در كتاب فقهی عمیق و معروف خود نقل كرده اند:
طبق تصریح كتاب های متعددی از علمای امامیه، كراهت پوشش سیاه مختص مردان است؛ زیرا شارع مقدس پوشش غلیظ تر و بیش تری برای زنان هنگام مواجهه با نامحرم قرار داده است و رنگ مشكی، در مقایسه با رنگ های دیگر، به نحو بهتری پوشش غلیظ تر و بیش تر را تأمین می كند.
بنابراین، طبق نقل مرحوم صاحب جواهر، كراهت پوشش مشكی، مختص مردان است.

به دلیل اختصاص كراهت پوشش مشكی به مردان، آن هم در غیر از كفش، عمامه و عبا، حتی یك نفر از فقیهان برجسته ی شیعه به كراهت چادر مشكی زنان فتوا نداده است، بلكه برعكس، بعضی از مراجع تقلید، مثل رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیت الله خامنه ای به عدم كراهت چادر مشكی تصریح كرده اند و بعضی نیز، مانند آیت الله فاضل لنكرانی و آیت الله تبریزی بالاتر از عدم كراهت، به برتری حجاب با چادر مشكی فتوا داده و فرموده اند:
چادر مشكی بهترین نوع حجاب است.
آیا می توان از ظاهر بعضی روایات، مثل روایت «پیامبر(ص) از پوشش لباس مشكی، غیر از سه مورد خفّ (نوعی كفش چرمی نازك) عمامه و كسا كراهت داشت»، استفاده نمود كه پوشش لباس مشكی به طور مطلق و مشترك برای مرد و زن كراهت دارد؟

اولاً، با فرض چشم پوشی از ضعف سند روایت فوق، تردیدی نیست كه اساساً زن و مرد در برخی از موارد، از جمله پوشش و لباس، دارای احكام متفاوتی هستند؛ بنابراین، در خصوص احكام پوشش، نمی توان به قاعده ی اشتراك زن و مرد در احكام تمسك جست؛ مثلاً جامه ی زربافت و حریر برای زن جایز است، ولی برای مرد جایز نیست. مقدار پوشش زنان، طبق نظر مشهور فقها، همه ی بدن به استثنای گردی صورت و دو دست از مچ تا نوك انگشتان است، ولی مقدار پوشش مردان كم تر است؛ حتی از نظر رنگ پوشش نیز، استفاده از لباس احرام سفید برای مردان مستحب است، ولی زنان مجازند، به استثنای بعضی لباس های خاص مثل حریر محض، با هر لباسی، حتی دارای رنگ غیر سفید محرم شوند.
بنابراین، با توجه به احكام ویژه ی بانوان و آقایان در مورد لباس، نمی توان ادعا نمود كه حكم كراهت در روایت فوق مطلق است و به طور مشترك شامل زن و مرد می شود.

ثانیاً، بر فرض بپذیریم كه روایت مذكور، مختص بیان حكم رنگ پوشش مردان نیست و شامل زنان نیز می گردد، به دلیل روایاتی كه ظاهر آنها كراهت خواندن نماز در لباس مشكی، به استثنای سه مورد است، بعضی از فقها حكم كراهت لباس مشكی را نیز مختص به حالت نماز دانسته اند.
ثالثاً، بر فرض كه روایت مذكور عام باشد و به طور مشترك، شامل زنان و مردان و نیز حالت نماز و غیر نماز گردد، باز روایت یاد شده دلالت ندارد بر این كه پوشیدن لباس مشكی، مانند چادر مشكی برای زنان كراهت دارد؛ زیرا در روایات متعدد كه از نظر مضمون و محتوا با روایت مورد بحث موافق اند، سه نوع پوشش، به نام های خفّ، عمامه و كسا از كراهت استثنا شده اند؛ و با توجّه به این كه كسا از نظر لغت، و به قرینه ی حدیث شریف كسا،لباس بلندی است كه تمام بدن را فرا می گیرد؛ بنابراین، عبای سیاه برای مردان و چادر مشكی برای زنان كراهت ندارد؛ و به نظر می رسد براساس همین استثنای كسا در روایت مورد بحث، هیچ یك از فقهای برجسته ی شیعه به كراهت پوشیدن چادر مشكی فتوا نداده است؛ بلكه برخی، چادر مشكی را بهترین نوع حجاب دانسته اند.
مگر كراهت رنگ مشكی در دین اسلام یك حقیقت نیست؟

پاسخ: با فرض پذیرش كراهت اجمالی پوشش مشكی در دین اسلام، تردیدی نیست كه حكم مذكور برای هر نوع لباس و برای همه ی افراد، اعم از زن و مرد، و برای همه ی زمان ها نیست؛ یعنی موارد متعددی از حكم كراهت سیا ه پوشی استثنا شده است كه مهم ترین آنها عبارت اند از:

الف) عدم كراهت بعضی از پوشش های مشكی خاص. قبلاً نقل شد كه پیامبر اكرم(ص) از پوشش مشكی كراهت داشت، مگر در سه مورد: خفّ (نوعی كفش چرمی نازك)، عمامه و كسا. (لباس بلندی كه تمام بدن را می پوشاند و شامل عبا و چادر مشكی بانوان نیز می گردد)؛ بنابراین، چند پوشش مشكی استثنا شده، كراهتی ندارند.

ب) عدم كراهت لباس مشكی برای بانوان. تردیدی نیست كه در اسلام پوشش زن و مرد از جهات مختلف، مثل نوع، مقدار و حتی رنگ، متفاوت است. همان گونه كه قبلاً از مرحوم صاحب جواهر نقل شد، طبق تصریح كتاب های متعددی از علمای امامیه، كراهت پوشش مشكی، مختص مردان است، نه بانوان.
ج) عدم كراهت پوشش مشكی در مراسم عزاداری. استفاده از رنگ مشكی در مراسم عزاداری برای زنان و مردان كراهتی ندارد؛ از این رو، سیره ی عملی مردم متدین و حتی غیر متدین، پوشیدن لباس مشكی در این مراسم است. در «سفینة البحار» روایاتی ذكر شده است كه بر جواز و مطلوبیت پوشیدن لباس مشكی در مراسم عزاداری دلالت دارد.
با توضیحات فوق آشكار گردید كه القای این فكر كه كراهت رنگ مشكی در اسلام، یك حكم كلی و صددرصد است، غیر عالمانه و مغالطه آمیز است.



حجاب شناسی (چالش ها و كاوش های جدید)،
مؤلف: حسین مهدیزاده

تهیه كننده: مركز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه ی علمیه

ناشر: انتشارات مركز مدیریت حوزه ی علمیه قم


مرتبط با : منافع حجاب انواع حجاب پوشش زن ایرانی مسئله حجاب پوشش زن در ادیان الهی حجاب در روایات حجاب در قرآن
برچسب ها : حجاب-چادر-حجاب برتر-گوهر ناب-گوهر عفاف-چادر سیاه-پوشش اسلامی-
نویسنده : عمران چراغی
تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1391